|
همه ی امیدم را در لحظه های با تو بودن میابم.. آن لحظه که دیدگانم، خیس از نبودن تو میشود آن لحظه که دستانم، وجود بی انتهای تو را در اعماق ثانیه ها درک می کند تو را همراه همیشگیه خود حس میکنم من باران را بهانه ی عشق و بهار را بهانه ی دوستی می دانم.. و بر خود می بالم که برای با تو بودن بهانه ای نمیخواهم ای مهربانترین همراه...و ای قشنگترین بهانه برای زیستن... + نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 11:34 PM توسط شیما |
دل من... بغضتو بشکن گریه کن با من دل من... روزای خوبت همشون رفتن دل من... اونی که قلبش یکی بود با من دستای من به اون دیگه نمی رسن... + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 4:45 AM توسط شیما |
|