تبليغاتX
گندم زار دل من

گندم زار دل من

 

 

سلام سلام دوست جونام

خوبین؟روزگار خوب پیش می ره؟

برای من که با فاکتور یه سری چیزا به لطف خدا خوب پیش می ره

این بار خبری از شعر نیست

رفتم شیطونی کردم می خوام اعتراف کنم

ما یه دوست به اسم میثم داریم که تقریبا تازه باهاش آشنا شدیم.

خونه ی میثم طبقه ی اول یه آپارتمان رو به خیابونه

که پنجرشم همیشه بازه.

من و نیلوفر چند روز پیش داشتیم از اونجا رد می شدیم

که با دیدن اون پنجره یه فکرای شیطونی به سرمون زد

تصمیم گرفتیم از این پنجره یه سوء استفاده ای بکنیم

بعد با خط نیلوفر که میثم شمارش و نداره یه اس بهش دادیم

که پنجره ی اتاقت و هیچ وقت نبند.

اونم هی اس زد (شما؟       منظورتون چیه؟)

بیچاره گرخیده بود       می گفت (نکنه می خوای من و بترکونی؟)

ما هم جواب ندادیم گفتیم بذار بمونه تو خماریش

از اونجایی که میثم روزایی که کلاس نداره تا ۱۲ظهر خوابه

دیروز صبح ساعت۱۰من و نیلوفر با یه عروسک پشمالو خوشمل،

یه بسته آدامس فرست، چندتا کاکائو، یه سی دی پر از موزیکای راک،

یه کاغذ که روش نوشتیم انجمن کمک به مستضعفین

 و پیچیدیمش دور سنگ، رفتیم اونجا.

دیدیم به به پنجره بازه تازه پردشم کناره

(تخت میثم درست کنار پنجرست)

به نیلو گفتم بیا عروسک رو جوری بندازیم که مستقیم بخوره تو سرش

حالا این عروسکه مگه می رفت تو    همش میفتاد زمین

گفتم الان این قدر کثیف می شه میثم فکر می کنه که

از سطل آشغال برداشتمش.

ولی بالاخره به دست نیلوفر افتاد تو اتاق

بعد بسته ی آدامس و انداختیم که رفت پشت میله های پنجره گیر کرد

بعدم کاکائو و سنگ...حالا نوبت رسید به سی دی

که اگه یه بار میفتاد از وسط دو نیم می شد

نیلوفر انداختش، افتاد زمین اما چیزیش نشد

اومدیم دوباره امتاحان کنیم که یهو.......چشمتون روز بد نبینه.....

طبقه دوم اون ساختمون یه حاج آقای آخوند زندگی می کنه

که من اصلا یادش نبودم

(یه بار که مارو چندتایی با هم دید گفت این بار بیایین اینجا،

می گم دوستام محاصرتون کنن !!! میثم گفت حاج آقا مگه جنگه)

بله در باز شد و یه خانومه چادری با اون جاج آقاهه اومدن بیرون

خانومه قاطی کرد که شماها کی هستین؟ آخه مگه شما دین ندارین

(فوریم همه چیز و می چسبونن به دین)

بعدشم اومد یه فش وحشت ناک بده که گفت

آخه بی معرفتا شماها این جا چی می خوایین؟

وای حالا من و نیلوفر از یه طرف گرخیده بودیم

از یه طرف ترکیده بودیم از خنده برای این واژه ی بی معرفتا

داشتیم می رفتیم که دیدیم میثم با چشمای پف کرده و

موهای تو هم داره از اون طرف خیابون میاد.

نگو این اصلا خونه نبوده شبش رفته بوده خونه ی دوستش

مامانشم مهمونی بوده.

خلاصه من همه ی ماجرا رو براش تعریف کردم

ترکیده بود بچه از خنده...می گفت شیما تو دیگه کی هستی

بیچاره تا حالا اکیپ به این ارازلی ندیده بود.

تازه امروز پیش نیلوفر بودم تصمیم گرفتیم با یه تخم مرغ

(با لادن و ندا، آخه اونا تو این پروژه نبودن چون لادن شمال بود

و ندا تهران)   بریم فرعی، بترکونیمش به دیفال.

 

پ.ن.۱.هی لادن خانوم چرا به وظیفت عمل نمی کنی و به وبم نمیایی

راستی لاهیجان و ترکوندی اومدی؟؟   راضیم ازت

 

پ.ن.۲.سامی داداشی،

 برامون دعا کن که تو این راه رو سفید بیرون بیاییم

 

پ.ن.۳.استاد احد قول بده هر وقت ما رو با صورت شطرنجی تو تی وی

دیدی بگردی جامون و پیدا کنی و برامون کمپوت بیاری

 

پ.ن.۴.میلاد جوجو من دیشب شام زرشک پلو با مرغ درست کردم

تازه جای پیازم توش کلم نریختم

 

پ.ن.۵.آرش جونم یه دنیا ممونم که بر خلاف بی معرفتیه من

تو به من سر می زنی

 

پ.ن.۶.سرو عزیزم من نمی تونم بلاگت رو باز کنم

 

پ.ن.۷.من با بدبختی آپ کردم.آخه از ساعت۱۲تا ۱:۳۰مشغول بودم

بعد که آماده شد اومدم بذارم رو وب که ثبت نشد منم سیوش نکرده بودم

دوباره نوشتم تا تموم شد اومدم سیو کنم برقا رفت.این بار سومه

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387 12:18 PM توسط شیما |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من به سیبی خوشنودم...


من به بوییدن یک بوته ی بابونه


من به یک آیینه،


به یک بستگی پاک قناعت دارم...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

دنیز عزیز
دانوش عزیزم
عاشق پیشه /سامی
24سال پریشانی
سهای نازنینم
سیاوش{َA.S.L}
فرشته /پری23
بابایی جونم
ایمان عزیزم
مهرداد نازنینم
احسان عزیز
عزیز نازنین(بردیا)
مهنوش عزیزم
عجیت ترین عاشق(دانیال عزیز)
مهندس هادی عزیز
کلوچه خانوم
میلاد جون
یک ترانه ی عاشقانه ...(بهزاد جون)
دل؟؟!!؟؟
chista
سیاوش عزیز
افشین عزیز
سهیل عزیز
امیر عزیزم
پیمان عزیز
ارمیای عزیزم
محمود عزیزم
سپیده جون
پیشی و جوجو
سر پناه خستگی(امیر جون)
میلاد جوجو تنها
افشین عزیز
سرو
ناز نازی
دائی احمد جونم
عاشقی چرته(مصطفی عزیزم)
نیلوفر نازنینم
عمویی
نهال حیرت(سامی جون)
پرواز به بیکران
ღ.•*♥*•.ღ احسان ღ.•*♥*•.ღ
عاشقان میمیرند(تنهای روزگار)
ღ.•**•.Ar@sH.•**•.ღ
چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غمهایم(علیرضای نازنین)
عاشقانه ترین عاشقانه ها(آیلین نازم)
یه دختره دردونه(لادن عزیزم)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته دوم بهمن 1387

هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


JavaScript Codes

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ