|
سلام به همه ی بروبچز نانزنین خوبین دوست جونام؟ چه خبرا؟ الهی که فقط خبرای خوش باشه و فقط شادی. (آمین) منم که مثل همیشه وقت سر خاروندن ندارم الان رفته بودم که بخوابم یهو گفتم بیام این ورا ببینم چه خبره آخه دلم براتون تنگیده بود آقااااااااااااااااا گواهی نامه رو بگم دو روز پیش من با مامانم رفتم تو یه آموزشگاه برای ثبت نام. وارد دفتر مدیریت که شدم دو نفر آقا اونجا بودن مامانم گفت برای ثبت نام اومدیم بعد آقاهه یه نگاه به مامانم کرد (فکر کرد برای خودشه) مامانم گفت برای دخترم بعد آقاهه یه نگاهی به سرتا پای من انداخت که یه دفعه دیگه نتونست خودش و کنترل کنه و گفت خانوم شما ۱۸سالت شده گفتم بله (البته از اون بله ها گفتم که خفنه ها) اونم که دید من عصبانی شدم گفت آخه شما هم خیلی Baby face هستی هم کوچمولو اینه که من این جوری فکر کردم آخه یکی نیست بگه به تو چه کلی سرخرده شدم این جوری می شه جوانای ما می رن سیگاری می شن گیگه خب مگه چیه تازشم خیلیم دوست دارم که کوچمولو هستم خلاصه فرداش که دیروز باشه رفتم سر کلاس کلیم فشن کردم و با اعتماد به نفس رفتم سر کلاس حالا بگذریم که چه استاد بی خود و خشکی داشتیم و چه قدر تو ذوقم خورد تو کلاس ۳تا پسر ورووجک داشتیم. آخر کلاس اومدن پیش من و یکیشون گفت مرگ من تو ۱۸سالته ............................ دلم می خواست با سر برم تو دیوار ( از شانس من تو اون کلاس همه ی بچه ها جز من و این پسره ی پر رو درشتن) حالا فکر کن که خودش همچین فاصله ی قدی با من نداشت بابا من ۵۴/۱ یا ۵۶/۱ هستم آخه بابایی(استاد احد) من و دیده نمی دونم چرا تو این ۲روز اینا با من این جوری کردن اصلا همشون بدن خیلیم بدن تازشم دوستم دارم که کوچمولو هستم دوستامم خیلم دوسم دارن اصلنشم به اونا چه . . بله اینم ماجرای سرخورده شدن من بود ولی به جون خودم من بد نیستم خیلیم تابلو کوچمولو نیستم نمی دونم اینا چشون بود که این جوری کردن با من پ.ن.۱.اگه دیر دیر میام به خدا هم درسام سنگینه هم وقتم کم ولی به یادتون هستم پ.ن.۲.مرسی که میاین پیشم و من و این کلبه رو تنها نمی ذارین و نمیذارین چراغ کلبم خاموش بشه پ.ن.۳.استاد زبانم از کربلا برام تسبیح آورده امشب برای همتون باهاش صلوات فرستادم و دعا کردم که همیشه سلامت باشن دعا کردم که به هر چیزی که می خواین برسین و به صلاحتون هست، برسین دعا کردم که همیشه دلاتون شاد باشه پ.ن.۴.خیلی دوستون دارم خیلی مواظب خودتون باشینا التماس دعا + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 9:21 AM توسط شیما |
|