تبليغاتX
گندم زار دل من - خدانگهدار...

گندم زار دل من

اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم...

 

سلام گلای قشنگ..

خوبین..خوشین..سلامتین..خب خدا رو شکر..

منم دیگه رفتنی شدم...امتاحانام داره شروع میشه و دیگه وقت سر خاروندن ندارم...

تو رو خدا من و فراموش نکنینا..وگرنه دغ میکنم...هر کدومتون که اومدین کامنت بذارین..

یادتون نره ها...خلاصه دوست کوچمولوتون و فراموش نکنین..منم همیشه تو یادتونم..

لحظه شماری میکنم که امتاحانام تموم شه و زودتر بیام و یه دلی از عذا در بیارم...

برای همه ی اونایی که مثل من امتاحان دارم ، دعا میکنم که امتاناشون و خوب بدن و

موفق بشن..برای بقیه هم آرزوی سلامتی و خوشی میکنم....

هر چند که مگه بدون شیما هم خوش میگذره؟؟؟میدونم سخته...

 ولی خب تحمل کنین گیگه...

خب دیگه وقت خداحافظیه.. 

اونایی که بلاگم و که تو پست قبلی آدرسش و دادم

نرفتین ببینین..برین که تولده ها...

دوستون دارم یه عالمه..اندازه ی......سوراخ جوراب مورچه...

.

.

.

بابا دلخور نشین اندازه ی سوراخ جوراب مورچه دلتنگتون میشم..

دلم نمیخواد بگم  خداحافظ چون از این واژه بدم میاد..پس میگم..

به امید دیدار

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت2:11 AMتوسط شیما | |