تبليغاتX
گندم زار دل من - پیمان شکنی...

گندم زار دل من

اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم...

 

 

 

                         

 

 

از آسمان می خواهم، از ستاره های روسپی، طلوع ماه

و کهکشان دور دست را سوگند می دهم

به فریادم برسید... در خود گمشده ام

به من بگویید کیستم

این کیست که در حریره های زلال آب می بینم؟!

اگر منم، یادواره غربت مرداب برایم زنده شد.

میثاقی کهنه مرا می آزارد

عهدی که زمانه در غیابم با من بست!

نه گل سرخی بشکفد نه سپیداری جان بگیرد

ولی پیمان شکنی همیشه هم ناروا نیست

باید در غروب های بارانی،

به پایه های رنگین کمان تاب بست

با هر آنچه در توان داشت بر سادگی قلسفه تبر زد

و آخرین برگ درخت غم را به خاک نشاند

باید در جوی باریک حقیقت دستمالی از جنس زمان انداخت

تا در نهایت به زادگاه درد برسد

برای گلهای سرخ ترانه ای عاشقانه سرود

تا سپیدار به رقص آید

و کلاغان از شهوت تکرار زمین،

دورن ملتهبش را از تخمه های بی جان پاک کنند

و من . . . !!

مویرگ هایم چون وسعتی است

که در ساحل خاطراتش مادرم را در آیینه می بینم

از روز گله دارم... از روشنایی اش،

آخر اشک چشمانم را،

عابرانی که به تندی از کنارم می گذرند، می بینند

ولی شب....

که با سلول های سکوتش،

جام گوارای عشق را برایم مزه کرد

هیچگاه نتوانستم حقش را ادا کنم

آن هنگام که زیبایی اش،

در مخیله تنگ کرم خاکی آرام گرفت،

توقف می کنم تا زمزمه ای سر دهم:

« بی شما هیچم، گل سرخ، شب، باران »

 

 

                                 

                                    

 

                                    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

سلام دوستای عزیز تر از جونم....

خوبین همه....دیشب که داشتم آپ می کردم، اصلا فکر نمی کردم

که امروزشرایط این همه تغییر کنه...

مشکلم مهم نیست، مهم اینه که الان خونه هستم و می تونم

دوباره مثل قبل به این دنیایه پاک و قشنگ بیام...

دلم برای همتون یه ذره شده بود..من دوتا پست قبلی رو حذف می کنم

 چون هر وقت میبینم دلم میگیره...

این مدت که نبودم اتفاقای عالی افتاده..مثلا سامی آپ کرده..

دائی جونم برگشته،علیرضا(داداشیه نازنینم) برگشته..

عمو سبزی فروش سلامتیش رو بدست آورده و برگشته.....

ولی خب از خیلی هاتون هم بی خبرم و دلم براتون تنگیده....

دوستون دارم خیلی زیاد

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت8:8 AMتوسط شیما | |