تبليغاتX
گندم زار دل من -

گندم زار دل من

اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم...

توجه                 توجه

 

سلام دوستای خوبم..من چند وقتی سفر بودم

 و دلیله غیبتم این بود...امروز اومدم و کامنت ها رو خوندم..

خیلی دلم شکست..خیلی دلم گرفت من همیشه

 وقتی مشکلی داشتم به این جا پناه میاوردم چون میگفتم

اینجا دنیای تسکین دهنده ی منه ولی امروز تو این دنیای

 قشنگ دچار همچین مشکلی شدم......

دوستای خوبم من اگر با هر کدوم از شماها راحت برخورد

 میکنم یا بهتون محبت میکنم یا در صورت نبودتون ابراز نگرانی

و دلتنگی میکنم اصلا معنیش این نیست که منظوری دارم.

.من برای دوستی با شماها عنوان نمیذارم اما.....

هیچ وقت کامنتام و خصوصی نمیذارم چون تو محبتم

 ریایی نیست که بخوام از کسی مخفی کنم به همه ی

 اونایی هم که خواهان رابطه ای جز تو وبلاگ شدن این

توضیح رو دادم که من هیچ وقت دنبال این رابطه ها نیسم....

(البته به خدا منظورم این نیست که اونایی که خصوصی میذارن

مشکلی دارن فقط میگم من هیچ منظوری از این رابطه ها ندارم)

متاسفم برای اونایی که که این محبتا رو به منظوری برداشت کردن...

خیلی دلم گرفت خیلی..از هیچ کدومتون توقع نداشتم که

 از احساس من این برداشت رو بکنین...

حتی تصورش رو هم نمی کردم..آخه چرا..................

عمو کیوان من کاری نکردم که شما از من دلگیر باشی....

دوستای خوبم من هیچ منظوری از محبت کردنام نداشتم...

.

.

.

بگذریم از این به بعد رفتاری نمیکنم که کسی رو این جوری

به اشتباه بندازه...............................................................

 

+نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت6:9 AMتوسط شیما | |